عراقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 65

1. دل، دولت خرمی ندارد

2. جان، راحت بی‌غمی ندارد

3. دردا! که درون آدمی زاد

4. آسایش و خرمی ندارد

5. از راحت‌های این جهانی

6. جز غم دل آدمی ندارد

7. ای مرگ، بیا و مردمی کن

8. این غم سر مردمی ندارد

9. وی غم، بنشین، که شادمانی

10. با ما سر همدمی ندارد

11. وی جان، ز سرای تن برون شو

12. کین جای تو محکمی ندارد

13. منشین همه وقت با عراقی

14. کاهلیت محرمی ندارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به من چندان گناه از بدگمانی می‌کند نسبت
* که منهم در گمان افتاده پندارم گنه کارم
شعر کامل
محتشم کاشانی
* عاشقانت سوی تو تحفه اگر جان آرند
* به سر تو که همی زیره به کرمان آرند
شعر کامل
سنایی
* ز پرده کاش برون آمدی چو قطره اشک
* که بر دو دیده ما حکم او روان بودی
شعر کامل
حافظ