عراقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 92

1. ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد

2. بیا، که با غم تو بر نمی‌توان آمد

3. بیا، که با لب تو ماجرا نکرده هنوز

4. به جای خرقه دل و دیده در میان آمد

5. به چشم مست تو گفتم: دلم به جان آید

6. لب تو گفتا: اینک دلت به جان آمد

7. بدید تا نظر از دور ناردان لبت

8. بسا که چشم مرا آب در دهان آمد

9. نیامد از دو جهان جز رخ تو در نظرم

10. از آنگهی که مرا چشم در جهان آمد

11. ز روشنایی روی تو در شب تاریک

12. نمی‌توان به سر کوی تو نهان آمد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا چند در میان فکنی باد و شانه را؟
* دل را نمی دهیم به زلف تو، زور نیست!
شعر کامل
صائب تبریزی
* منع کمال از عاشقی جان برادر کی توان
* پند پدر مانع نشد رسوای مادر زاد را
شعر کامل
کمال خجندی
* معلم گو ادب کم کن که من ناجنس شاگردم
* پدر گو پند کمتر ده که من نااهل فرزندم
شعر کامل
سعدی