عطار_منطق‌الطیرعذر آوردن مرغان (فهرست)

شمارهٔ 78-عقیدهٔ مردی پاک‌دین دربارهٔ مبتدی

1. پاک دینی گفت آن نیکوترست

2. مبتدی را کو به تاریکی درست

3. تا به کلی گم شود در بحر جود

4. پس نماند هیچ رشدش در وجود

5. زانک چیزی گر برو ظاهر شود

6. غره گردد وان زمان کافر شود

7. آنچ در تست از حسد و از خشم تو

8. چشم مردان بیند اونه چشم تو

9. هست در تو گلخنی پر اژدها

10. تو ز غفلت کرده ایشان را رها

11. روز و شب در پرورش‌شان مانده

12. فتنهٔ خفت و خورش‌شان مانده

13. اصل تو از خاک وز خون شد تمام

14. وی عجب هر دو ز بی‌قدری حرام

15. خون که او نزدیک‌تر آمد به تو

16. هم نجس هم مختصر آمد به تو

17. هرچ در بعد دلست از قرب حس

18. هم حرام افتد بلا شک هم نجس

19. گر پلیدیی درون می‌بینیی

20. این چنین فارغ کجا بنشینیی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* جز از گوی و میدان نبودیش کار
* گهی زخم چوگان و گاهی شکار
شعر کامل
فردوسی
* انبیا گفتند نومیدی بدست
* فضل و رحمتهای باری بی‌حدست
شعر کامل
مولوی
* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی