عطار_مصیبت نامهبخش سی و سوم (فهرست)

شمارهٔ 4-الحكایة ‌و التمثیل

1. بود جامی لعل در دست ایاس

2. قیمت او برتر از حد و قیاس

3. شاه گفتش بر زمین زن پیش خویش

4. بر زمین زد تا که شد صد پاره بیش

5. شور در خیل و سپاه افتاد ازو

6. کان همه کس را گناه افتاد ازو

7. هرکسش میگفت ای شوریده رای

8. قیمت این کس نداند جز خدای

9. تو چنین بشکستی آخر شرم دار

10. عزتش بردی و افکندیش خوار

11. شاه از آن حرکت تبسم مینمود

12. خویش را فارغ بمردم مینمود

13. آن یکی گفت این جهان افروز جام

14. از چه بشکستی چنین خوار ای غلام

15. گفت فرمان بردن این شه مرا

16. برتر از ماهی بود تا مه مرا

17. تو بسوی جام میکردی نگاه

18. لیک من از جان بسوی قول شاه

19. بنده آن بهتر که بر فرمان رود

20. جام چبود چون سخن درجان رود

21. بندهٔ او باش تا باشی کسی

22. ور سگ او باشی این باشد بسی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آشنایی نه غریب است که دلسوز من است
* چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
شعر کامل
حافظ
* عاشقانت سوی تو تحفه اگر جان آرند
* به سر تو که همی زیره به کرمان آرند
شعر کامل
سنایی
* حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان
* باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
شعر کامل
حافظ