هلالی جغتاییشاه و درویش (فهرست)

شمارهٔ 32 - وصف غزال کوهی

1. در صف آهوان غزالی بود

2. کش عجب نازنین جمالی بود

3. عالم از بوی نافه‌اش مشکین

4. پیش او آهوی ختن مسکین

5. شوخ چشمی به غمزه شعبده‌باز

6. چشم شوخش تمام عشوه و ناز

7. گویی آن چشم شوخ در بازی

8. شوخ‌چشمی‌ست در نظربازی

9. گرچه بودند آهوان خیلی

10. بد گدا را به سوی او میلی

11. هر دم از مژه جای او می‌رُفت

12. هر نفس در هوای او می‌گفت

13. چشم او چشم شاه را مانند

14. آن بلای سیاه را مانند

15. نافه ی او که مشک چین دارد

16. بوی آن زلف عنبرین دارد

17. نفسش مشک‌بار می‌آید

18. زان نفس بوی یار می‌آید

19. من سگ آهویی که هر نفسی

20. خوش دلم می‌کند به یاد کسی

21. چون مرا نیست رنگی از رویش

22. لاجرم شادمانم از بویش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* حیله در شرع محبت بازی خود دادن است
* خون خصم خویش را پرویز نامردانه ریخت
شعر کامل
صائب تبریزی
* گر گدایی کنی از درگه او کن باری
* که گدایان درش را سر سلطانی نیست
شعر کامل
سعدی
* عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم
* دوست در خانه و ما گرد جهان گردیدیم
شعر کامل
سعدی