جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1363

1. اشکی که ترا بر گل رخسار دویده

2. باران بهار است که بر لاله چکیده

3. اشکی که رسیدست به روی تو چگويم

4. کز اشک به روی من مسکین چه رسیده

5. اشک است به روی تو نه عکسی ست ز اشکم

6. کش دیده در آئینۀ رخسار تو دیده

7. از چشم و رخت اشک به هر جا که فتاده

8. گلبرگ تر و لالۀ سیراب دمیده

9. اشک تو میان مژه دُرهاست که مردم

10. از بهر بناگوش تو در رشته کشیده

11. دُر سفت به وصف گهر اشک تو جامی

12. زینسان سخن پاک و روان کس نشنیده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
* داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
شعر کامل
مولوی
* چشم دل باز کن که جان بینی
* آنچه نادیدنی است آن بینی
شعر کامل
هاتف اصفهانی
* چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
* عاشقی و نیک نامی سعدیا سنگ و سبوست
شعر کامل
سعدی