جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 173

1. مرا کار از غم عشق تو زارست

2. دلم رفتست و جان نزدیک کارست

3. اگر از سینه پرسی دردناک است

4. وگر از دیده گویم اشکبارست

5. به عذر عشق وامق را خطی بس

6. که عَذرا را ز خوبی بر عذارست

7. مبرگَرد از رخ زرد من ای اشک

8. کز آن چابک سوارم یادگار است

9. درون صد خار خار از محنت هجر

10. کرا پروای گلگشت بهارست

11. به دُردِ دَرد و غم خوش باش جامی

12. که صاف عیش ما را ناگوارست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد
* غنچه خاموش بلبل را به گفتار آورد
شعر کامل
صائب تبریزی
* کمی نیست در بخشش دادگر
* فزونی بخوردست انده مخور
شعر کامل
فردوسی
* وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز
* ریخت خونم را و دارد احتراز از من هنوز
شعر کامل
وحشی بافقی