جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 293

1. مقیم کوی ترا فُسحت حرم تنگ است

2. زکعبه تا سر کویت هزار فرسنگ است

3. دلم ضعیف و زهر سو ملامتی چکنم

4. که شیشه نازک و هرجا که می روم سنگ است

5. مگو به حلقۀ ما ذكر رشتۀ تسبیح

6. که گوش مجلسیان پر بریشم چنگ است

7. به عرصۀ چمن و صحنِ باغ نگشاید

8. دلی که غنچه وش از هجر گلرخی تنگ است

9. نه صلح و جنگِ کسانم غمِ تو فارغ ساخت

10. نه با کسم سرِ صلح و نه با کسم جنگ است

11. به قدر آینه حُسن تو می نماید روی

12. دریغ کاینۀ مانهفته در زنگ است

13. مبين دورنگی رخسار و اشک جامی را

14. که در طریقِ محبت همیشه یکرنگ است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
* در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
شعر کامل
سعدی
* من خود این سنگ به جان می‌طلبیدم همه عمر
* کاین قفس بشکند و مرغ به پرواز آید
شعر کامل
سعدی
* روزگاریست که سودای بتان دین من است
* غم این کار نشاط دل غمگین من است
شعر کامل
حافظ