جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 301

1. زهی عشق ترا بر کفر و دین پشت

2. رُخت آتش زده در جان زردشت

3. بود روشن ز رخسار و جبینت

4. که تو خورشید و ماهی پشت بر پشت

5. به وصف زلف تو کرده دبیران

6. سیاهی و قلم انگِشت و انگُشت

7. به افسون باز نتوان رستن از عشق

8. نشد مشعل گه صبح از نفس کُشت

9. به آن غمزه مشو جامی مقابل

10. مزن با آن درفش از سادگی مشت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است
* اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ
شعر کامل
مولوی
* برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان
* بگذار تا ببینم که که می‌زند به تیرم
شعر کامل
سعدی
* خویش من آنست که از عشق زاد
* خوشتر از این خویش و تباریم نیست
شعر کامل
مولوی