جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 446

1. زسبزه گرد لب جوی خط تازه دمید

2. به تازگی خط آیندگان باغ رسید

3. کشید سبزه به زنگار خورده سوزن خویش

4. به هر دلی که زدی خارهای غصّه خلید

5. ز بس که فیض عطا ریخت بر چمن باران

6. ز بار منّت او گردن بنفشه خمید

7. چراست گِرد لب غنچه گشته غرقه به خون

8. اگرنه صبح به دندان شبنمش نگزید

9. ز لاله شد همه صحرا پر از پیالۀ لعل

10. خوشا کسی که می عیش از آن پیاله کشید

11. چو سنگ حادثه بسیار شد ز ژاله به باغ

12. گل از توهم آن در شکاف غنچه خزید

13. چو خون گشاد ز رگ ارغوان به نشتر برق

14. هزار قطره برون آمد و یکی نچكید

15. زنوک خامۀ جامی هزار گل بشکفت

16. به سوی او چو نسیم قبول شاه وزید

17. کسی که نکتۀ رنگین ز دفترش ننوشت

18. گلی ز باغ معانی به دست خویش نچید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بیا باغبان خرمی ساز کن
* گل آمد در باغ را باز کن
شعر کامل
نظامی
* چو بوسید پیکان سرانگشت اوی
* گذر کرد بر مهرهٔ پشت اوی
شعر کامل
فردوسی
* ذوق پاکان زخم و مستی نیست
* جاه نیکان به کبر و هستی نیست
شعر کامل
اوحدی