جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 482

1. پیش از آن روز که این طاق مقرنس کردند

2. قبله ام زان خم ابروی مقوس کردند

3. رُخت آن مشعل نورست که اندر شب طور

4. روشن از آتش وادی مقدس کردند

5. دُردنوشان غمت خرقۀ پشمینه به دوش

6. بس تعظم که برین طارم اطلس کردند

7. پیش ازین شیوۀ چشمان تو خونریزی بود

8. دور ما آمد از آن شیوه چرا بس کردند

9. فیض عامش نگر ای شاهد گل خرده مگیر

10. که درین باغ چرا پرورش خس کردند

11. زاهدا چاک مکن خرقه که مستم ز غمش

12. زانکه این جامه نه بر قامت هرکس کردند

13. جامی از دامن آن گرم روان دست مدار

14. که به هر مرحله صد قافله واپس کردند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نوبهاران که دمد شاخ گُلی از گِل من
* غنچه هایش بود آغشته به خونِ دل من
شعر کامل
جامی
* بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی‌ست
* شب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالی‌ست!
شعر کامل
هلالی جغتایی
* ساروان بار من افتاد خدا را مددی
* که امید کرمم همره این محمل کرد
شعر کامل
حافظ