جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 612

1. از ایّام خرّمی نفس دیگرم نماند

2. جز فقر و نیستی هوسِ دیگرم نماند

3. سبحه به کف شمار بدی های خود کنم

4. بیرون ز سبحه دست رس دیگرم نماند

5. جز وایه های طبع که آسودگیم برد

6. در خواب زحمتِ مگس دیگرم نماند

7. بر باد رفت هستی خود رسته نفس من

8. در راه فقر خار و خس دیگرم نماند

9. آن طایرم که مانع طوف ریاضِ قدس

10. جز چارچوب تن قفس دیگرم نماند

11. کوتاه کردم از همه کس دست التماس

12. جز سرّ فقر ملتمس دیگرم نماند

13. من جامی ام به ناکسی خویش مبتلا

14. پروای ناکسیِ کسِ دیگرم نماند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به نرگس گل و ارغوان را بشست
* که بیمار بد نرگس وگل درست
شعر کامل
فردوسی
* کنون کوه و بیابانرا نبات از عودتر باشد
* کنون شاخ درختانرا لباس از پرنیان باشد
شعر کامل
فرخی سیستانی
* مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
* لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش
شعر کامل
حافظ