جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 864

1. ای کرده ز حال من فراموش

2. چون جان که کند ز تن فراموش

3. گفتم که بر تو قصّه گویم

4. کین گونه مکن ز من فراموش

5. دیدم رخ تو ز دور و کردم

6. از قصّۀ خویشتن فراموش

7. هر جا که مسافریست کرده

8. در کوی تو از وطن فراموش

9. با بوی تو کرده جان يعقوب

10. از یوسف و پیرهن فراموش

11. کرده به هوای طرف ماهت

12. مرغِ چمن از چمن فراموش

13. جامی سخنی شنید و بر وی

14. شد قاعدۀ سخن فراموش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تن آدمی شریف است به جان آدمیت
* نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
شعر کامل
سعدی
* گفتم بروی روشن تو روی برنهم
* گفتا که آب گل ببرد رنگ زعفران
شعر کامل
فرخی سیستانی
* شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود
* نرگس او که طبیب دل بیمار من است
شعر کامل
حافظ