کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1073

1. وصال اوست بخت ما نبینم آن به بیداری

2. خیالش دولتست ای دل تو باری دولتی داری

3. به مستان و نظر بازان نظرها دارد آن چشمان

4. مگر دیوانه زاهد که جوئی عقل و هشیاری

5. در و دیوار در رقصند صوفی در سماع ما

6. چه بر دیوار چسبیدی به آخر نقش دیواری

7. چو خس بر خاک راه تو بدان امید افتادم

8. که چون باد صبا آی مرا از خاک برداری

9. دل من چون ز کار افتد بباره محنتت بردن

10. رسد باری مرا از تو اگر دولت دهد یاری

11. کریمان تحفة آرند با خود پیش مسکینان

12. اگر آئی تو نیز آن به که بر من رحمتی آری

13. بصدنجان و سل او خواهی کمال از سر نه این سودا

14. چو هیچت نیست این گوهر مکن هردم خریداری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
* که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم
شعر کامل
حافظ
* پرتو حسن ازل افتاده بر دیوار و در
* دیو چون یوسف در اینجا محو دیدار خودست
شعر کامل
صائب تبریزی
* چو خورشید تابنده بنمود پشت
* هوا شد سیاه و زمین شد درشت
شعر کامل
فردوسی