کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 371

1. جهان بخواب و دمی چشم من نیاساید

2. چو دل بجای نباشد چگونه خواب آید

3. غلام نرگس دلربای خودم

4. که کشته بیند و بخشایشی نفرماید

5. چو مایه هست زکاتی بده گدایان را

6. که نیکویی و جوانی بکس نمی باید

7. کسی در دل شب خواب بیغمی کردست

8. بر آب دیده بیچارگان نبخشاید

9. بر غم دشمن بدگو کمال دلشده را

10. بکش مگو که بخون دست من بیالاید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بهر قربانی آن چشم سیه باید ریخت
* خون هر آهوی مشکین که به دشت ختن است
شعر کامل
فروغی بسطامی
* چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب
* که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
شعر کامل
حافظ
* گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنم
* اول کسی که لاف محبت زند منم
شعر کامل
سعدی