کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 425

1. رخ تو دیدم و زاهد نمی تواند دید

2. مراد است که حاسد نمی تواند دید

3. دگر به صومعه خلوت نشین کجا بیند

4. مرا که بی می و شاهد نمی تواند دید

5. بگردن تو نخواهم که بینم آن نسبیح

6. که رند شکل مقلد نمی تواند دید

7. کسی که گوشه محراب ابرونی دیدست

8. دگر کسیش به مسجد نمی تواند دید

9. به نرد عشق تو نقشی ز کعبتین مراد

10. ورای عاشق فارد نمی تواند دید

11. روان نگشته بسجاده اشک صوفی را

12. چه سود ورد که وارد نمی تواند دید

13. بدیدنش چه شتابده رونده بی تو کمال

14. که بی دلالت مرشد نمی تواند دید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* جهان چون بزاری برآید همی
* بدو نیک روزی سرآید همی
شعر کامل
فردوسی
* بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار
* روز فراق را که نهد در شمار عمر
شعر کامل
حافظ
* خاموش که سرمستم بربست کسی دستم
* اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی