کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 54

1. چو آفتاب نکند از رخ زمانه نقاب

2. بریز در قدح گوهرین عقیق مذاب

3. خروش ناله مستان به گوش او نرسید

4. و گرنه مردم چشمش کجا شدی در خواب

5. چو مطرب غم او چنگ زد به دامن من

6. از گوشمال جفا ناله می کنم چو رباب

7. از جیب پیرهن اندام نازنین بینش

8. چنانکه از تنه شیشه قطره های گلاب

9. اگرچه ریختن خون به حکم شرع خطاست

10. بریز خون صراحی که هست عین صواب

11. بیا به جان و سر خود که دردمندان را

12. به مرهمی که توانی زمان زمان دریاب

13. مگر که در سر زلفین او وزید صبا

14. که می وزد ز گلستان نسیم عنبر ناب

15. ترا به چشمه حیوان چرا کنم تشییه

16. که هست تشنه لعل تو گوهر سیراب

17. کنون که جور فراق از تو بر کمال آمد

18. ز دست دیده فتادم چو کاسه بر سر آب


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
* بنگر که از کجا به کجا می توان شدن
شعر کامل
صائب تبریزی
* پای سرو بوستانی در گلست
* سرو ما را پای معنی در دلست
شعر کامل
سعدی
* عندلیبان را غذای روح باشد بوی گل
* مرغ دشت است آن که عاشق بر جو و بر ارزنی ست
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی