کمال‌الدین اسماعیل_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 62

1. سحرگهان که دم صبح در چمن گیرد

2. چهار سوی چمن نافۀ ختن گیرد

3. نسیم افتان خیزان چو مست عربده جوی

4. بباغ در جهد و جیب نسترن گیرد

5. خروش مرغان بر سرو بن چو دلشده یی

6. که یار خود را بر پای در سخن گیرد

7. بشکل لاله نگر خال عنبرین بر لب

8. چو یار خود را بر پای در سخن گیرد

9. گل شکفته چو معشوق شوخ کز عاشق

10. زر قراضه در اطراف پیرهن گیرد

11. خیال سبزه و شبنم برو بدان ماند

12. کسی که قبضۀ شمشیر در سفن گیرد

13. درست گویی زنجیر زلف یار منست

14. چو روی آب ز باد هوا شکن گیرد

15. حدیث مشک خطا پیش او خطا باشد

16. چو باد فایده ز انفاس یاسمن گیرد

17. چو غنچه هر که در این وقت تنگ دل باشد

18. دلش گشاده شود چون ره چمن گیرد

19. درین چنین ره وقتی بحدّ پایۀ خویش

20. همه کسی پی دلدار خویشتن گیرد

21. ببوی یار بنزدیک گل شوم، او نیز

22. ز بی وفایی رنگ نگار من گیرد

23. دلم ز غصّۀ او قطره قطره خون گردد

24. ز راه دیده یکایک برون شدن گیرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مریض عشق به کوی تو تا غبار نشد
* ز ضعف تن نتوانست کز زمین خیزد
شعر کامل
جامی
* گفتی اندر خواب گه گه روی خود بنمایمت
* این سخن بیگانه را گو، کآشنا را خواب نیست
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را
* به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
شعر کامل
حافظ