خاقانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 370

1. دشوار عشق بر دلم آسان نمی‌کنی

2. درد مرا به بوسی درمان نمی‌کنی

3. بسیار گفتمت که زیان دلم مخواه

4. گفتن چه سود با تو که فرمان نمی‌کنی

5. هجر توام ز خون جگر طعمه می‌دهد

6. گر تو به خوان وصلش مهمان نمی‌کنی

7. با تو حدیث بوسه همان به که کم کنم

8. کالا حدیث زر فراوان نمی‌کنی

9. جان می‌دهم به جای زر این نادره که تو

10. از زر حدیث می‌کنی از جان نمی‌کنی

11. یک چشم زد نباشد کز بهر چشم زخم

12. قرب هزار جان که تو قربان نمی‌کنی

13. چون زور آزما شده دست جنون تو

14. خاقانیا تو فکر گریبان نمی‌کنی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دعاهای سحر گویند می‌دارد اثر آری
* اثر می‌دارد اما کی شب عاشق سحر دارد
شعر کامل
وحشی بافقی
* از آستان پیر مغان سر چرا کشیم
* دولت در آن سرا و گشایش در آن در است
شعر کامل
حافظ
* پس از تحمل سختی امید وصل مراست
* که صبح از شب و تریاک هم ز مار آید
شعر کامل
سعدی