خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 167

1. یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست

2. چشمم ز غمت چشمهٔ یاقوت روانست

3. آن موی میان تو که سازد کمر از موی

4. موئی بمیان آمده یا موی میانست

5. در موی میانت سخنی نیست که خود نیست

6. لیکن سخن ار هست در آن پسته دهانست

7. تا پشت کمان می‌شکند ابروی شوخت

8. پیوسته ز ابروی تو پشتم چو کمانست

9. با ما به شکر خنده درآ زانکه یقینم

10. کز پستهٔ تنگ تو یقینم بگمانست

11. گفتند که آن جان جهان با تو چنان نیست

12. گوئی که چنانست که با ما نچنانست

13. پنداشت که ما را غم جانست ولیکن

14. ما در غم آنیم که او در غم آنست

15. عمری بتمنای رخش می‌گذرانیم

16. در محنت و غم گرچه که دنیا گذرانست

17. در کنج صوامع مطلب منزل خواجو

18. کو معتکف کوی خرابات مغانست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتا چه عزم داری گفتم وفا و یاری
* گفتا ز من چه خواهی گفتم که لطف عامت
شعر کامل
مولوی
* بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
* خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
شعر کامل
سعدی
* دور فلک به چشم تو تعلیم سحر داد
* تا چشم بند مردم دوران کند تو را
شعر کامل
فروغی بسطامی