محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 336

1. صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش

2. به زان که ببینم به طفیل دگرانش

3. می‌کرد شبی نسبت خود شمع به خوبان

4. چون خواست که نام تو برد سوخت زبانش

5. دل داشت یقین نیستی آن دهن اما

6. از خنده بسیار گرفتی به گمانش

7. خوبان بشتابید به دل جوئی عاشق

8. زان پیش که جوئید و نیابید نشانش

9. در چشم تو صد شیوه عیانست ز مستی

10. صد شیوه دیگر که محال است بیانش

11. می‌کرد دل انکار وجود دهنت را

12. از خنده بسیار فکندی به گمانش

13. پیوند گسل نیست دل محتشم از تو

14. گر بگسلد از تاب جفا رشتهٔ جانش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همه شادی و عشرت باشد، ای دوست
* در آن خانه که مهمانش تو باشی
شعر کامل
عراقی
* آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
* باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
شعر کامل
حافظ
* هر ساعت از نو قبله‌ای با بت پرستی می‌رود
* توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
شعر کامل
سعدی