محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 394

1. بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم

2. سگ کویت به فغان آمد رسوا گشتم

3. طوطی ناطقه‌ام قوت گفتار نداشت

4. دیدم آئینهٔ روی تو و گویا گشتم

5. کام جان با خط سبز و لب جان‌بخش تو بود

6. هرزه عمری ز پی خضر و مسیحا گشتم

7. چون برم پی به مقام تو گرفتم چو صبا

8. پا ز سر کردم و سر تا سر دنیا گشتم

9. منم ای شمع بتان مرغ سمندر خوئی

10. که چو پروانه به دوران تو پیدا گشتم

11. تاب دیدار تو چون آورم ای غیرت حور

12. من که نادیده مه روی تو شیدا گشتم

13. هرکه پیمود ره الفت من وحشی گشت

14. بس که باوحش من بادیه پیما گشتم

15. محتشم تا روش فقر و فنا دانستم

16. منکر جاه جم وحشمت دارا گشتم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سیاووش لشکر به جیحون کشید
* به مژگان همی از جگر خون کشید
شعر کامل
فردوسی
* شیطان راه ما نشود گندم بهشت
* ما را بس است نان جوین دیار خویش
شعر کامل
صائب تبریزی
* که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
* هنوز دیده به دیدارت آرزومند است
شعر کامل
سعدی