محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 99

1. دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست

2. سنبلت را سرما نیست دگر چیزی هست

3. آن که دیشب به من گفت و ز بزمش راندی

4. از تو امروز جدا نیست دگر چیزی هست

5. طوطی نطق حریفان همه لال است و به کس

6. خلقت آئینه‌نما نیست دگر چیزی هست

7. بزم حالیست ز نا محرم و از چهرهٔ راز

8. خاطرت پرده گشا نیست دگر چیزی هست

9. سخنت با من و چشمت که سراپاست نگاه

10. بر من بی سرو پا نیست دگر چیزی هست

11. عقل گفت این همه ناز است دگر چیزی نیست

12. غمزه‌اش گفت چرا نیست دگر چیزی هست

13. محتشم این همه تلخی و ترش ابروئی

14. ناز آن حور لقا نیست دگر چیزی هست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
* چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد
شعر کامل
حافظ
* تو را من دوست می‌دارم خلاف هر که در عالم
* اگر طعنه است در عقلم اگر رخنه است در دینم
شعر کامل
سعدی
* ظالم بمرد و قاعدهٔ زشت از او بماند
* عادل برفت و نام نکو یادگار کرد
شعر کامل
سعدی