مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1926

1. مال است و زر است مکسب تن

2. کسب دل دوستی فزودن

3. بستان بی‌دوست هست زندان

4. زندان با دوست هست گلشن

5. گر لذت دوستی نبودی

6. نی مرد شدی پدید نی زن

7. خاری که به باغ دوست روید

8. خوشتر ز هزار سرو و سوسن

9. بر هم دوزید عشق ما را

10. بی منت ریسمان و سوزن

11. گر خانه عالم است تاریک

12. بگشاید عشق شصت روزن

13. ور می ترسی ز تیر و شمشیر

14. جوشن گر عشق ساخت جوشن

15. هم عشق کمال خود بگوید

16. دم درکش و باش مرد الکن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
* گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
شعر کامل
حافظ
* مریض عشق تو را حاجتی به عیسی نیست
* که کس نمی کند این درد را دوا جز تو
شعر کامل
فروغی بسطامی
* آیینه‌ای طلب کن تا روی خود ببینی
* وز حسن خود بماند انگشت در دهانت
شعر کامل
سعدی