مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2349

1. ای دیده راست راست دیده

2. چون دیده تو کجاست دیده

3. آن قطره بی‌وفا چه دیده‌ست

4. بحر گهر وفاست دیده

5. اجری خور توتیا چه بیند

6. اجری ده توتیاست دیده

7. ای آنک ز روز و شب برونی

8. روز و شب مر تو راست دیده

9. در پرتو آفتاب رویت

10. در رقص چو ذره‌هاست دیده

11. بد بی‌تو دو دیده دشمن جان

12. اکنون ز تو جان ماست دیده

13. ای دیده تان چو دل پریشان

14. در عین دل شماست دیده

15. هر دیده جدا جدا از آن است

16. کز دیده ما جداست دیده

17. چون دیده خدای را ببیند

18. گویی که مگر خداست دیده

19. چون دیده کوه بر حق افتاد

20. از هر سنگیش خاست دیده

21. زر شد همه کوه از تجلی

22. یعنی همه کیمیاست دیده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
* بنگر که از کجا به کجا می توان شدن
شعر کامل
صائب تبریزی
* اگر چون نیشکر سنگین دلان پامال سازندت
* تو از هر بند انگشتی سر تنگ شکر وا کن
شعر کامل
صائب تبریزی
* ز حسرت لب شیرین هنوز می‌بینم
* که لاله می‌دمد از خون دیده فرهاد
شعر کامل
حافظ