مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 374

1. پرسید کسی که ره کدامست

2. گفتم کاین راه ترک کامست

3. ای عاشق شاه دان که راهت

4. در جست رضای آن همامست

5. چون کام و مراد دوست جویی

6. پس جست مراد خود حرامست

7. شد جمله روح عشق محبوب

8. کاین عشق صوامع کرامست

9. کم از سر کوه نیست عشقش

10. ما را سر کوه این تمامست

11. غاری که در اوست یار عشقست

12. جان را ز جمال او نظامست

13. هر چت که صفا دهد صوابست

14. تعیین بنمی کنم کدامست

15. خامش کن و پیر عشق را باش

16. کاندر دو جهان تو را امامست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی
* ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد
* ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است
شعر کامل
حافظ
* خورشید عارض او چون ذره برده تابم
* بالای سرکش او چون سایه کرده پستم
شعر کامل
فروغی بسطامی