نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1187

1. خلافِ عهد روا نیست در وفاداری

2. چه گویمت که تو بد عهد و بی وفا یاری

3. به اعتمادِ تو نااهل روزگارِ عزیز

4. به باد رفت به صد سختی و به صد خواری

5. نه شرط کردی و سوگند خوردی اوّلِ عهد

6. که تا اجل بگذارد مرا بنگذاری

7. سر از محبّت ما می کشی ترا دیدیم

8. که روزگار نبودت ز ما که سر خاری

9. جفا و جور بگو و بکن به آزادی

10. ز دوست معتقدان کی کنند بیزاری

11. من آن نی‌ام که به آزردن از تو برگردم

12. هنوز جانِ منی با همه جگر خواری

13. امیدِ مرحمت است ار عقوبتی کنی‌ام

14. دلیلِ راحت اگر بی گنه‌ بیازاری

15. نه زر که در قدمت ریزم و نه دست که دل

16. به زور باز توانم گرفت هم ‌زاری

17. مرا حواله به کویِ تو کرده‌اند و چو خاک

18. بر آستانِ توام تا به خاک بسپاری

19. دگر ملامت کار اوفتادگان نکنی

20. اگر چنان چو نزاری شبی به روز آری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
* در میان این و آن فرصت شمار امروز را
شعر کامل
سعدی
* سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری
* که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
شعر کامل
حافظ
* سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
* خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
شعر کامل
حافظ