نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 192

1. می بده که در دادنِ می یاری هاست

2. کار این است دگرها همه بی کاری هاست

3. هیچ آرامش و آسایش و آسانی نیست

4. در عنا خانه دنیا همه دشواری هاست

5. به خلافِ فقها پیر خرابات منم

6. که میانِ ورع و می کده بیزاری هاست

7. گو ملامت گرِ بی فایده خود را دریاب

8. در دل آزاریِ عشّاق گرفتاری هاست

9. نیک بخت است که بر وی نبود پوشیده

10. که عقوبت همه مشتق زدل آزاری هاست

11. درد و رنج و غم و اندوه و ملامت بر دل

12. بارِعشق است و بر او این همه سربار ی هاست

13. تلخیِ شربت هجران و ترش روییِ صبر

14. شور بختا که چنین محتملِ خواری هاست

15. هر نزاری چو نزاری نبود بی زر وزور

16. چه کند زاری و خود پیشه او زاری هاست.


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* و گر شمشیر برگیری سپر پیشت بیندازم
* که بی شمشیر خود کشتی به ساعدهای سیمینم
شعر کامل
سعدی
* صد هزاران دل گم گشته توان پیدا کرد
* گر شبی شانه کند موی عبیر افشان را
شعر کامل
فروغی بسطامی
* صدف وار گوهرشناسان راز
* دهان جز به لؤلؤ نکردند باز
شعر کامل
سعدی