نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 269

1. یارب آن خلدست یا رویِ جهان آرایِ دوست

2. یارب آن سروِ خرامان است یا بالایِ دوست

3. یارب آن عشق است یا مهرست یا شوق است چیست

4. بند بر بندم چنین در بندِ سر تا پایِ دوست

5. دل دمی خرّم نباشد گر نبیند رویِ یار

6. دیده در عالم نبیند گر نباشد رایِ دوست

7. دوست را بر جانِ من حکم است گو در جان نشین

8. کز میانِ جان کنم بر دیده و دل جایِ دوست

9. فارغم از وعدهٔ فردا چو حالی حاضر است

10. کی بود دیوانگان را طاقت فردای دوست

11. گر دمی ابرو ترش دارد به شیرینی رواست

12. شورشی دارد به غایت تلخیِ صفرایِ دوست

13. دشمنم گو خونِ دل می خور که من در زیر چنگ

14. باده خواهم خورد بر رویِ جهان آرایِ دوست

15. خلق می گوید نزاری زندگی پر مشغله ست

16. راستی پروایِ خلقم نیست جز پروای دوست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر گرفتار که در بند تو می‌نالد زار
* می‌برد حسرت صیدی که گرفتارتر است
شعر کامل
فروغی بسطامی
* صد بار جان بدادم وز پای درفتادم
* بار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم
شعر کامل
مولوی
* ظلم است در یکی قفس افکندن
* مردار خوار و مرغ شکرخا را
شعر کامل
پروین اعتصامی