نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 504

1. به لطف تو نبود گر بسی نکو باشد

2. کسی نگفت که ترک فرشته خو باشد

3. عجایب از تو فرو مانده ام که تا شخصی

4. بود که اینهمه اخلاق خوش درو باشد

5. شمایل تو بیا گو ببین ملامت گر

6. اگر چو من نشود حق به دست او باشد

7. مرا به سنگ ملامت نمی زنند که دل

8. نه دل بوَد ، پس اگر بشکند سبو باشد

9. به چاه گویِ زنخدانت ار نگاه کنند

10. هزار دلشده سرگشته همچو گو باشد

11. اگر به دوش براندازی و نپوشانی

12. جهان ز نافه زلف تو مشک بو باشد

13. نصیب من ز تو اندیشه ای تمام بود

14. مرا چه زهره و یارای گفتگو باشد

15. نزاریا تو خود انصاف خود بده تا حیف

16. بود که چون تو کسی را نظر برو باشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نیرزد همی زندگانیش مرگ
* درختی که زهر آورد بار و برگ
شعر کامل
فردوسی
* در گوشه سلامت مستور چون توان بود
* تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
شعر کامل
حافظ
* برو راست خم کرد و چپ کرد راست
* خروش از خم چرخ چاچی بخاست
شعر کامل
فردوسی