نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 505

1. گر یاد کند یک شبَکم یار چه باشد

2. تا شاد شوم زو من غمخوار چه باشد

3. خندان و خرامان ز درم مست درآید

4. جامی دهدم زان میِ رخسار چه باشد

5. یک بوسه به من بدهد و جانم بستاند

6. هرچند که ارزان بود این بار چه باشد

7. گویند مرا جان چه کنی در سر کارش

8. مقصود تو آنگاه ز دیدار چه باشد

9. گر دست دهد دولت این کار برآید

10. در هر دو جهان خوش تر از این کار چه باشد

11. جان با گل وصلش [ به جز از ] خار نیاید

12. آنجا که گل آید عدم خار چه باشد

13. آنجا که بود قامت و رخسار نگارم

14. چه سروِ چمن یا گلِ گلزار چه باشد

15. جایی که کند غارت ایمان سر زلفش

16. چه جای چلیپا ست که زنار چه باشد

17. گفتم لب لعلش بگزم گر بکشندم

18. یا نه ببرندم به سر دار چه باشد

19. این قطعه [ مجازات بد ] ان آمد کو گفت

20. (( گر بر دل من رحم کند یار چه باشد))

21. باید که به گفتار نکو غره نباشی

22. کردار نکو باید ، گفتار چه باشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دانه‌ای بیچاره بودم زیر خاک
* دانه را دردانه کردی عاقبت
شعر کامل
مولوی
* خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد
* به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
شعر کامل
حافظ
* خواهی حنای پا کن و خواهی نگار دست
* من مشت خون خویش نمودم حلال تو
شعر کامل
صائب تبریزی