اوحدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 377

1. ای مردم کور، این چه بهارست ببینید

2. گلبن نه و گلهاش ببارست ببینید

3. فردا همه یک رنگ شود طالب و مطلوب

4. امروز یکی را که هزارست ببینید

5. آن ماه که دل می‌برد از ما رخ و زلفش

6. بر منظرهٔ لیل و نهارست ببینید

7. ماییم به بار آمده در گلشن هستی

8. یا اوست که بر صفهٔ بارست؟ ببینید

9. بر گرد زمین این چه سپاهست؟ بجویید

10. در گرد زمان آن چه سوارست؟ ببینید

11. ما میوهٔ شیرین درخت دو جهانیم

12. باز این چه درخت و چه بهارست؟ ببینید

13. بس نسخه گرفتند ز هر شیوه و هر شکل

14. این نسخه که از صورت یارست ببینید

15. درجیست برو غیب نگارنده طلسمات

16. این خود چه طلسم و چه نگارست؟ ببینید

17. این طرز که از کارگه کون در آمد

18. هم اول و هم آخر کارست ببینید

19. بر دامن هستی شما هست غباری

20. هستی چه بود؟ وین چه غبارست؟ ببینید

21. بعد از شب تار آمدن روز توان دید

22. این روز که اندر شب تارست ببینید

23. گر چشم خدایی بگشایید هم این‌جا

24. هم محشر و هم روز شمارست، ببینید

25. شرح سخن اوحدی آسان نتوان گفت

26. شعرش بهلید، این چه شعارست؟ ببینید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به شکر یا به نوای شکرین پیوندد
* هر که از خاک چو نی بسته کمر برخیزد
شعر کامل
صائب تبریزی
* زلف جانان را چه نسبت با حیات جاودان؟
* حیف باشد اینقدر کوتاه بین باد کسی!
شعر کامل
صائب تبریزی
* به هر صورت که باشد عشق دل را می دهد تسکین
* که بهر کوهکن از سنگ شیرین می شود پیدا
شعر کامل
صائب تبریزی