اوحدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 378

1. هر که از برگ و از نوا گوید

2. مشنو: کز زبان ما گوید

3. بندهٔ خانه‌زاد باید جست

4. کو ترا سر این سرا گوید

5. آنکه از کوی آشنایی نیست

6. کی سخن‌های آشنا گوید؟

7. چو مقامیست هر کسی را خاص

8. از مقامی که هست وا گوید

9. دم ز چرخ فلک زند خورشید

10. ذره از خاک و از هوا گوید

11. مرد را در سلوک مرقاتیست

12. راز بر حسب ارتقا گوید

13. آنچه در خرقه گفته بود آن پیر

14. طفل باشد که در قبا گوید

15. سخن از نیک می‌رود، بنویس

16. بچه پرسی که از کجا گوید؟

17. چه غم از جبرییل دارد دل؟

18. که ز پیغمبر و خدا گوید

19. تا تو باشی و او به وقت سخن

20. تو جدا گویی، او جدا گوید

21. این دویی از میان چو برخیزد

22. همه او گوید و سزا گوید

23. اوحدی پیش او چه داند گفت؟

24. رخ او را هم او ثنا گوید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اشک طرف دیده را گردید و رفت
* اوفتاد آهسته و غلتید و رفت
شعر کامل
پروین اعتصامی
* زلف پر چین تو مشاطه شبی شانه نکرد
* که دو صد خون به دل محرم و بیگانه نکرد
شعر کامل
فروغی بسطامی
* بیگناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق
* یوسف از دامان پاک خود به زندان می شود
شعر کامل
صائب تبریزی