اوحدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 626

1. دوستی با دشمنان ما مکن

2. سود ایشان و زیان ما مکن

3. خون من خوردی، دلم را غم بخور

4. دل ببری،قصد جان ما مکن

5. چون میانت خون ما ریزد، کمر

6. گو: فضولی در میان ما مکن

7. از لب خود کان دشمن بر میار

8. زهر قاتل در دهان ما مکن

9. ای که میرانی به دشنامم ز در

10. جز به شمشیر امتحان ما مکن

11. گر نبیند چشم ما جز روی تو

12. گوش بر آه و فغان ما مکن

13. راز عشقت گر بگویم آشکار

14. داروی درد نهان ما مکن

15. گر نمیرد اوحدی پیشت روان

16. هیچ رحمت بر روان ما مکن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
* روا بود که ملامت کنی زلیخا را
شعر کامل
سعدی
* صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب است
* جام شیری که برد دل ز شکر مهتاب است
شعر کامل
صائب تبریزی
* چه بندی دل اندر سرای سپنج
* چه یازی به رنج و چه نازی به گنج
شعر کامل
فردوسی