اوحدیمنطق العشاق (فهرست)

شمارهٔ 25-خلاصهٔ سخن

1. به قدر حسن خوبان دلفروزند

2. چو خوبی بیش باشد، بیش سوزند

3. بلایی باشد و مشکل بلایی!

4. که یاری محتشم گیرد گدایی

5. چو با زورآزمایان پنجه کردی

6. یقین می‌دان که خود را رنجه کردی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
* دردم از توست دوا از تو چرا نتوان کرد
شعر کامل
هاتف اصفهانی
* عالم چو کوه طور شد هر ذره‌اش پرنور شد
* مانند موسی روح هم افتاد بی‌هوش از لقا
شعر کامل
مولوی
* بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
* داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
شعر کامل
مولوی