رضی‌الدین آرتیمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 83

1. چه التفات به خار و خس چمن داری

2. که عار و ننگ ز نسرین و یاسمن داری

3. تمام سحر و فسونی به دلفریبی خلق

4. چه احتیاج به زلف و رخ و ذغن داری

5. مگر تلافی ما در دلت گذشته که باز

6. هزار عربده با خوی خویشتن داری

7. خورند خون همه اعضا ز ذوق شمشیرت

8. مگر به خاطر خود فکر قتل من داری

9. نشاط و عیش ببزم تو خوشه چینانند

10. که می قدح قدح و گل چمن چمن داری

11. چه دوستیست به آن سنگدل رضی دیگر

12. چه دشمنیست که با جان خویشتن داری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود
* جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند
شعر کامل
حافظ
* وفا خار ره است، ارنه برای آشیان ما
* به هر گلشن که باشد، مشت خاری می شود پیدا
شعر کامل
صائب تبریزی
* میزبانی که ز جان سیر کند مهمان را
* چه ضرورست که آراسته سازد خوان را؟
شعر کامل
صائب تبریزی