سعدی_بوستانباب نهم در توبه و راه صواب (فهرست)

شمارهٔ 15-حکایت

1. همی یادم آید ز عهد صغر

2. که عیدی برون آمدم با پدر

3. به بازیچه مشغول مردم شدم

4. در آشوب خلق از پدر گم شدم

5. برآوردم از بی قراری خروش

6. پدر ناگهانم بمالید گوش

7. که ای شوخ چشم آخرت چند بار

8. بگفتم که دستم ز دامن مدار

9. به تنها نداند شدن طفل خرد

10. که نتواند او راه نادیده برد

11. تو هم طفل راهی به سعی ای فقیر

12. برو دامن راه دانان بگیر

13. مکن با فرومایه مردم نشست

14. چو کردی، ز هیبت فرو شوی دست

15. به فتراک پاکان درآویز چنگ

16. که عارف ندارد ز در یوزه ننگ

17. مریدان به قوت ز طفلان کمند

18. مشایخ چو دیوار مستحکمند

19. بیاموز رفتار از آن طفل خرد

20. که چون استعانت به دیوار برد

21. ز زنجیر ناپارسایان برست

22. که درحلقهٔ پارسایان نشست

23. اگر حاجتی داری این حلقه گیر

24. که سلطان از این در ندارد گزیر

25. برو خوشه چین باش سعدی صفت

26. که گردآوری خرمن معرفت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
* تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
شعر کامل
سعدی
* هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال
* با که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینم
شعر کامل
حافظ
* گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
* گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
شعر کامل
حافظ