سعدی_بوستانباب سوم در عشق و مستی و شور (فهرست)

شمارهٔ 14-حکایت در معنی عزت محبوب در نظر محب

1. میان دوعم زاده وصلت فتاد

2. دو خورشید سیمای مهتر نژاد

3. یکی را به غایت خوش افتاده بود

4. دگر نافر و سرکش افتاده بود

5. یکی خلق و لطفی پریوار داشت

6. یکی روی در روی دیوار داشت

7. یکی خویشتن را بیاراستی

8. دگر مرگ خویش از خدا خواستی

9. پسر را نشاندند پیران ده

10. که مهرت بر او نیست مهرش بده

11. بخندید و گفتا به صد گوسفند

12. تغابن نباشد رهایی ز بند

13. به ناخن پری چهره می‌کند پوست

14. که هرگز بدین کی شکیبم ز دوست؟

15. نه صد گوسفندم که سیصد هزار

16. نباید به نادیدن روی یار

17. تو را هرچه مشغول دارد ز دوست

18. اگر راست خواهی دلارامت اوست

19. یکی پیش شوریده حالی نبشت

20. که دوزخ تمنا کنی یا بهشت؟

21. بگفتا مپرس از من این ماجری

22. پسندیدم آنچ او پسندد مرا


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم
* زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
شعر کامل
مولوی
* وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
* بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها
شعر کامل
سعدی
* ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد
* ای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد
شعر کامل
مولوی