صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1153

1. از جوانی داغ ها بر سینه ما مانده است

2. نقش پایی چند از آن طاوس بر جا مانده است

3. در بساط من ز عنقای سبک پرواز عمر

4. خواب سنگینی چو کوه قاف بر جا مانده است

5. نیست از چشم و دل بینا مرا جز درد و داغ

6. ظلمت از خورشید و خفاش از مسیحا مانده است

7. می کند از هر سو مویم سفیدی، راه مرگ

8. پایم از خواب گران در سنگ خارا مانده است

9. چون نسایم دست بر هم، کز شمار نقد عمر

10. زنگ افسوسی به دست باد پیما مانده است

11. نیست در دستم به جز افسوس از عمر دراز

12. سوزنی از رشته مریم به عیسی مانده است

13. نوبت پرواز از بالم به چشم افتاده است

14. طوطیم چون سبزه عاجز در ته پا مانده است

15. نیست جز طول امل در کف مرا از عمر هیچ

16. از کتاب من همین شیرازه بر جا مانده است

17. مشت خاشاکی است بر جا مانده از سیلاب عمر

18. در دل من خار خاری کز تمنا مانده است

19. مطلبش از دیده بینا، شکار عبرت است

20. ورنه صائب را چه پروای تماشا مانده است؟


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
* که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
شعر کامل
سعدی
* نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
* کلاه داری و آیین سروری داند
شعر کامل
حافظ
* یا برون آی همچو سیر از پوست
* یا به پرده درون نشین چو پیاز
شعر کامل
سنایی