صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2416

1. بر من از روشندلی وضع جهان هموار شد

2. خار در پیراهن آتش گل بی خار شد

3. خودبخود چون غنچه واشد عقده ها از کار من

4. تا درین بستانسرا دست و دلم از کار شد

5. دور گردان را وصال پرده داران هم خوش است

6. طوطی ما از ادب یکرنگ با زنگار شد

7. گر شود مرکز، بسوزد شهپر پرگار را

8. نقطه بی طالع من بس که بی پرگار شد

9. هر که را بیماری چشم تو بر بستر فکند

10. هر پرستاری که آمد بر سرش بیمار شد!

11. ننگ قیمت بر ندارد گوهر روشندلان

12. ای خوش آن گوهر که آب از گرمی بازار شد

13. مستی غفلت میان دیده و دل شد حجاب

14. پرده خوابم نقاب دولت بیدار شد

15. در شبستان فنا صبح امیدی می شود

16. هر نفس کز زندگانی صرف استغفار شد

17. وحشت ارباب بینش را فزاید رنگ و بو

18. شبنم از نزدیکی گل آتشین رفتار شد

19. عالم پرشور بر روشن ضمیران دوزخ است

20. در بهشت افتاد تا آیینه ما تار شد

21. شبنم گستاخ گردد حلقه بیرون در

22. هر کجا مژگان من خار سر دیوار شد

23. بیش ازین صائب نمی باشد عبادت را اثر

24. رفته رفته رشته تسبیح من زنار شد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر گل که سر از پیرهن غنچه برآرد
* برغفلت ما خنده زنان است درین باغ
شعر کامل
صائب تبریزی
* آن سرو که گویند به بالای تو ماند
* هرگز قدمی پیش تو رفتن نتواند
شعر کامل
سعدی
* مبادا هیچ کس را روز سختی در کمین یارب
* دل گندم دو نیم از بیم سنگ آسیا گردد
شعر کامل
صائب تبریزی