صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 3450

1. آتش قافله ما دل روشن باشد

2. گرد ما سرمه بیداری رهزن باشد

3. حسن هرجا که بود در نظر من باشد

4. مهر را آینه از دیده روزن باشد

5. هرکه چون رشته ز باریک خیالان گردید

6. روزیش تنگتر از دیده سوزن باشد

7. یوسف از دامن اخوان به غریبی افتاد

8. خطر مردم آگاه ز مأمن باشد

9. جلوه ضایع مکن ای شوخ که بیتابی ما

10. آتشی نیست که محتاج به دامن باشد

11. قانعی را که به ماتمکده ظلمت ساخت

12. ماه نو ناخنه دیده روزن باشد

13. دیده تنگ کند فخر به دنیای خسیس

14. خس و خاشاک شرر را رگ گردن باشد

15. حسن مغرور ز حیرانی ما آسوده است

16. ماه فارغ ز نظربازی روزن باشد

17. مور در حسرت یک دانه دل خویش خورد

18. روزی برق جهانسوز به خرمن باشد

19. نیست پروای اجل دلزده هستی را

20. شمع ماتم ز چه دلگیر ز مردن باشد؟

21. آفتابی که منم ذره او، درطلبش

22. کعبه سرگشته تر از سنگ فلاخن باشد

23. زاده هند جگرخوار چه خواهد بودن؟

24. شب بخت سیه آن به که سترون باشد

25. چه خیال است شود روزی من شادی وصل

26. که غمش را نگذارند که با من باشد

27. هست امید که هرگز نشود دشمنکام

28. هرکه را آینه از دیده دشمن باشد

29. از سیه بختی خود شکوه ندارد صائب

30. که صفای دل آیینه ز گلخن باشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد
* لطایف حکمی با کتاب قرآنی
شعر کامل
حافظ
* بده عناب چون سازی کمند زلف چین بر چین
* مرا عناب‌وار از روی خون آلوده چین خیزد
شعر کامل
خاقانی
* ای که با سلسله زلف دراز آمده‌ای
* فرصتت باد که دیوانه نواز آمده‌ای
شعر کامل
حافظ