صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4023

1. خطش دمید وبه عشاق مهربان گردید

2. ازین بهار چه گلهای خوش عیان گردید

3. هزار تشنه جگر را به آب خضر رساند

4. خطی که گرد لب لعل دلستان گردید

5. به چشم رخصت پرواز نامه خواهد داد

6. قیامتی که ز رخسار او عیان گردید

7. ز خاک نرگس وگل چشم بسته می روید

8. ز شرم روی تو هرجا عرق فشان گردید

9. به خشک مغزی ما ای گل شکفته بساز

10. که چرب نرمی ما صرف باغبان گردید

11. شکوه حسن گل آن عندلیب را دریافت

12. که همچو بیضه زمین گیر آشیان گردید

13. نثار تیغ تو کردم به رغبتی جان را

14. که خضر دلزده از عمر جاودان گردید

15. همیشه صبح امیدش ز خاک می خندد

16. ز مغز هر که تسلی به استخوان گردید

17. کمینه خار وخس او عنان خودداری است

18. به آن محیط که سیلاب ما روان گردید

19. به نو بهار خط سبز چشم بد مرساد

20. که در زمان خط آن حسن قدردان گردید

21. جهان پیر جوان شد ز حسن یوسف ما

22. ز ماه مصر زلیخا اگر جوان گردید

23. چنان ز حسن تو شد عام عاشق آزاری

24. که شمع نیز به پروانه سرگردان گردید

25. چو ماه عید کند جلوه در نظر صائب

26. ز بار عشق قد هر که چون کمان گردید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ذوق پاکان زخم و مستی نیست
* جاه نیکان به کبر و هستی نیست
شعر کامل
اوحدی
* چگونه پیش تو ناید پری به شاگردی
* که مو به موی تو در علم غمزه استاد است
شعر کامل
فروغی بسطامی
* گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
* هر روز عشق بیشتر و صبر کمترست
شعر کامل
سعدی