صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 5779

1. زین نه صدف به روشنی دل گذشته ام

2. چون بحر بیکنار ز ساحل گذشته ام

3. مجنون به گرد من نرسد در گذشتگی

4. چون گردباد، راست ز محمل گذشته ام

5. از دیر و کعبه نیست خبر رهرو مرا

6. چون برق بر سیاهی منزل گذشته ام

7. دلبستگی به سایه مرا سنگ ره شده است

8. چون سرو و بید اگر چه ز حاصل گذشته ام

9. صید زبون چه عذر تواند ز تیغ خو است؟

10. در حشر چشم بسته ز قاتل گذشته ام

11. ظلم است بنده کردن آزادگان به جود

12. از راه رحم، خشک ز سایل گذشته ام

13. چون موج، قدردانی دریاست مطلبم

14. گاهی اگر به دامن ساحل گذشته ام

15. سایل به بی نیازی من نیست در جهان

16. لب بسته بارها ز در دل گذشته ام

17. صائب شده است سرمه نفس در گلوی من

18. تا از حجاب عالم باطل گذشته ام


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چه عقده‌هاست به کار دلم ز بخت سیاه
* که زلف دوست بلند است و دست من کوتاه
شعر کامل
فروغی بسطامی
* عالم چو کوه طور شد هر ذره‌اش پرنور شد
* مانند موسی روح هم افتاد بی‌هوش از لقا
شعر کامل
مولوی
* از سرشک و از تپانچه چهرهٔ من شد چُنا‌نک
* گر ببیند باز نشناسد ز نیلوفر مرا
شعر کامل
امیر معزی