صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 6457

1. از نگاه گرم گردد آفتابی روی او

2. وز فروغ چهره آتش دیده گردد موی او

3. همچو بوی گل که صد تو می شود از برگ خویش

4. بیشتر ظاهر شود از پرده نور روی او

5. در گریبان صبا مشتی عرق گردیده است

6. نکهت پیراهن یوسف ز شرم بوی او

7. با هزاران دست نتواند عنان دل گرفت

8. سرو در وقت خرام قامت دلجوی او

9. از گداز شرم با آن خیرگی گردد هلال

10. بگذرد گر آفتاب شوخ چشم از کوی او

11. چون صف مژگان دو عالم را کند زیر و زبر

12. تیغ را سازد علم چون غمزه جادوی او

13. می رود دایم سراسر در خیابان بهشت

14. هر که را زخم نمایانی است از بازوی او

15. می زند چون گل دو عالم موج آغوش امید

16. تا کجا شمشیر خواباند خم ابروی ما

17. نیست در دامان گل شبنم، که تا روی تو دید

18. از خجالت آب شد آیین بر زانوی او

19. چون تواند دیده صائب به گرد او رسید؟

20. خاک زد در دیده اختر رم آهوی او


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
* سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
شعر کامل
حافظ
* کسری و ترنج زر، پرویز و به زرین
* بر باد شده یکسر، با خاک شده یکسان
شعر کامل
خاقانی
* ابلهی کو روز روشن شمع کافوری نهد
* زود بینی کش بشب روغن نباشد در چراغ
شعر کامل
سعدی