صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 719

1. شد استخوان ز دور فلک توتیا مرا

2. باری دگر نماند درین آسیا مرا

3. درویشیم به سایه دیوار می برد

4. هر چند زیر بال خود آرد هما مرا

5. فارغ ز کام هر دو جهانم که کرده است

6. حیرانی جمال تو بی مدعا مرا

7. در یتیم را چه شناسد صدف که چیست؟

8. سهل است اگر سپهر نداند بها مرا

9. مهمان کشت خویشم، اگر نیک اگر بدست

10. حاشا که هیچ شکوه بود از قضا مرا

11. خشم است خوردن من و عیب است پوششم

12. این است از زمانه لباس و غذا مرا

13. در معنیم فقیر و به صورت توانگرم

14. چون غنچه هست خرقه به زیر قبا مرا

15. پای به خواب رفته کوه تحملم

16. نتوان به تیغ کرد ز دامن جدا مرا

17. از کوه غم اگر چه دو تا گشته قامتم

18. نشکسته است آبله در زیر پا مرا

19. خون در تلاش جامه الوان نمی خورم

20. سالی بس است کعبه صفت یک قبا مرا

21. از چرخ منت پر کاهی نمی کشم

22. گر استخوان ز درد شود کهربا مرا؟

23. از سایه ام اگر چه به دولت رسند خلق

24. یک مشت استخوان نبود چون هما مرا

25. صائب نبسته است کسی پای سیر من

26. زندان شده است بند گران وفا مرا


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
* زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند
شعر کامل
حافظ
* شکنج زلف پریشان به دست باد مده
* مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش
شعر کامل
حافظ
* پس از مرگ از زمین مرقدم مردم گیا روید
* مرا هرگز نسازد خاک پنهان، دانۀ عشقم
شعر کامل
حزین لاهیجی