سخن بزرگان
بزرگى آفريننده در انديشه‌ات، آفريده را خُرد مى‌نماياند در ديده‌ات.
امام علی (علیه السلام)

صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 735

1. طاعت کند سرشک ندامت گناه را

2. ریزش سفید می کند ابر سیاه را

3. نقصی به سرکشان ز تواضع نمی رسد

4. حسن از شکستگی شود افزون کلاه را

5. ز افتادگی به مسند عزت رسیده است

6. یوسف کند چگونه فراموش، چاه را؟

7. از عشق پاک، دایره حسن شد تمام

8. آغوش هاله ساخت کمربسته چاه را

9. تا گشت روشنم که به جایی نمی رسد

10. کردم گره چو لاله به دل دود آه را

11. مشکل که خط سبز به انصاف آورد

12. آن چشم نیم مست فراموش نگاه را

13. خواهد به صد نیاز ز درگاه بی نیاز

14. صائب دوام دولت عباس شاه را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
* من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد
شعر کامل
حافظ
* طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
* غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم
شعر کامل
وحشی بافقی
* شد طبیب من بیمار مسیحا نفسی
* تو برو بهر علاج دل بیمار دگر
شعر کامل
وحشی بافقی