سنایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 314

1. گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن

2. من نخواهم جفت را از جفت بگذر طاق زن

3. این سخن بگذشت از افلاک و از آفاق نیز

4. قصهٔ افلاک را بر تارک آفاق زن

5. خواجگی در خانه نه پس آب را در خاک بند

6. مهتری بر طاق نه پس آتش اندر طاق زن

7. جرعه‌ای درد صفا در ریز بر اصحاب درد

8. خرقه پوشان ریا را بر قفا مخراق زن

9. این دقیقه دید نتوان کار از آن عالی‌ترست

10. لاف دقاقی برو با بوعلی دقاق زن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چرا از دست می رفتم،چرا بیمار می بودم؟
* اگر می بود بربالین من سیب زنخدانش
شعر کامل
صائب تبریزی
* صبح می‌خندد و من گریه کنان از غم دوست
* ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست
شعر کامل
سعدی
* ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا
* ولی چه سود یکی کارگر نمی‌آید
شعر کامل
حافظ