سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 561

1. ای گرفته زحدیث تو جهان شیرینی

2. از تو در کام دل ودر لب جان شیرینی

3. شکر و شهد مرا بهر غذای دل وجان

4. در لب لعل تو دادند نشان شیرینی

5. راست چون لقمه غم کام دلم تلخ کند

6. گر مرا جز لبت آید بدهان شیرینی

7. چند در حسرت خود کام کنی تلخ مرا

8. از لب چون شکر خود بچشان شیرینی

9. تا حدیث لب لعلت بزبان آوردم

10. همچو آب از سخنم گشت روان شیرینی

11. گر چه در عهد تو بسیار نکویان هستند

12. روح لیسیده زلبشان بزبان شیرینی

13. کس چو تو نیست ازیراکه برابر نبود

14. گر چه با تره بود بر سر خوان شیرینی

15. از سر لطف بمن بنده نظر کن یکبار

16. بمگس گرچه نباشد نگران شیرینی

17. عاشقان را زتو هر لحظه امیدی دگرست

18. درد سر چند کشد ازمگسان شیرینی

19. بر سر خوان که برو شور و ترش خورده شود

20. چون مسلم بدر آید زمیان شیرینی

21. گرچه رو ترش کنی و سخنت، باکی نیست

22. که بسازند زغوره بزمان شیرینی

23. ور بجان از لب تو بوسه خرم گویم شکر

24. که ببازار شما نیست گران شیرینی

25. سیف فرغانی از ذکر لب چون شکرش

26. تو درین شعر بآفاق رسان شیرینی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مگر خواهد گشادن باغ شاخ ارغوان را خون
* که نرگس تشت زر بر دست و گلبن نیشتر دارد
شعر کامل
سلمان ساوجی
* عمر بگذشت و شب تاریک هجر آخر نشد
* یا شبم کوتاه می‌بایست، یا عمرم دراز
شعر کامل
هلالی جغتایی
* بس که رفتند شهیدان غمت سوی عدم
* لاله ها غرقه به خون می دمد آن صحرا را
شعر کامل
جامی