شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 123

1. ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است

2. تا نپنداری که کار عاشقی باد هوا است

3. کی تواند هر کسی رفتن طریق عشق را

4. ز انکه هم در منزل اول فنا اندر فنا است

5. بی ملامت پای در کوی غمش نتوان نهاد

6. رهروی کو بی ملامت می رود آیا کجا است

7. عشق می ‌ورزی نخست از سر برون کن خواجگی

8. شاه اگر در کوی عشق آید در این صورت گدا است

9. نعمت الله از سر صدق و صفا در نه قدم

10. ره روی کاینجا به عشق آید صفا اندر صفا است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود
* چون حباب از خود کند قالب تهی دریا شود
شعر کامل
صائب تبریزی
* عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
* در همه عالم چنین عشقی که دید
شعر کامل
مولوی
* بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار
* روز فراق را که نهد در شمار عمر
شعر کامل
حافظ