شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 150

1. تا مرا عین عشق مفهوم است

2. سر علمم به عشق معلوم است

3. تا رموز وجود شد مفهوم

4. هر وجودی که هست مفهومست

5. خادم خلوت دلم آری

6. بنگر آن خادمی که مخدومست

7. شمع روشن ضمیر مجلس ماست

8. دل پروانه ای که چون موم است

9. باز سرمست شد دل مخمور

10. لیکن از خمر غیر معصوم است

11. قسمتم عشق بود روز ازل

12. آری خوش قسمتی که مقسومست

13. چون که شد سید از خودی فانی

14. نزد عشاق حی قیوم است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کار زلف توست مشک‌افشانی و نظارگان
* مصلحت را تهمتی بر نافهٔ چین بسته‌اند
شعر کامل
حافظ
* هیچ از لب و چشم تو قناعت نتوان کرد
* یارب چه نهادند در این شکر و بادام
شعر کامل
فروغی بسطامی
* با چنین قامت و بالا چو درآیی در باغ
* سر بزیر آورد و پای تو بوسد عرعر
شعر کامل
سیف فرغانی